باز نویسی: آداب باطنی نماز

تا انسان متوجه اینکه از خودش چیزی ندارد و همه از آن خداست نباشد، هرچقدر هم تلاش کند، راه او راه سعادت و کمال نیست. اگر در آیات قرآن از « هجرت » نام برده شده، یک معنای آن هجرت از خود و خواسته های نفس است. کسی که هنوز وابستگی به خود و توجه به نفس دارد، مانند مسافری است که هنوز از دیوارهای شهر بیرون نرفته و صدای اذان شهر را می شنود.


هرچه پرستش نفس قوی باشد و هدف بدست آمدن رضایت نفس باشد، از خداپرستی و اخلاص کاسته می شود. پس برای سالک ضروری است که به جاگاه و قدرت خود در برابر خدا بیندیشد و به ذلت خود در برابر خدا پی ببرد و در  عبادات به این ذلت توجه کند تا عبادت او قوی تر و روحانی تر شود.


گزیده آداب الصلات امام خمینی. گفتار اول . فصل اول.

ادامه ی مطلب را بخوانید . . .

ادامه نوشته

خاک میخوریم اما خاک نمیدهیم...



ستارخان نوشته بود:
من هیچ وقت گریه نمیکنم چون اگه اشک میریختم آذربایجان شکست میخورد و اگر آذربایجان شکست میخورد ایران زمین میخورد...

اما تو مشروطه دو بار اون هم تو یه روز اشك ريختم. 
حدود 9 ماه بود تحت فشار بودیم..بدون غذا.. بدون لباس.. از قرار گاه اومدم بیرون...چشمم به یک زن افتاد با یه بچه تو بغلش..
 دیدم که بچه از بغل مادرش اومد پایین و چهار دست پا رفت به طرف بوته علف...
علف رو از ریشه درآورد و از شدت گرسنگی شروع کرد خاک ریشه ها رو خوردن...

با خودم گفتم آلان مادر اون بچه به من فحش میده و میگه لعنت به ستارخان که مارو به این روز انداخته...

اما...

مادر کودک اومد طرفش و بچش رو بغل کرد و گفت : عیبی نداره فرزندم... خاک میخوریم اما خاک نمیدهیم... اونجا بود که اشکم در اومد...


پی نوشت:  نظر تکان دهنده ی یک دوست:


کاش ما هم یه کم یاد می گرفتیم...
الان نیازی نیس که خاک بخوریم فقد باید یه کم از توی چشم و هم چشمی بیایم بیرون و با افتخار کالای ایرانی بخریم!

لب ما و قصه ی زلف تو، چه توهمی! چه حکایتی!


لب ما و قصه ی زلف تو، چه توهمی چه حکایتی

تو و سر زدن به خیال ما، چه ترحمی چه عنایتی

به نماز صبح و شبت سلام! و به نور در نَسبت سلام!

و به خال کنج لبت سلام! که نشسته با چه ملاحتی

به جمال، وارث كوثری، به خدا! محمد دیگری

به روایتی خود حیدری، چه شباهتی! چه اصالتی!

بلغ‌ العُلی به كمال تو، كشف‌الدُجی به جمال تو

به تو و قشنگی خال تو، صلوات هر دم و ساعتی

شده پُر دو چشم تو در ازل، یكی از شراب و یكی عسل

نظرت چه كرده در این غزل؟ كه چنین گرفته حلاوتی

تو كه آینه، تو كه آیتی، تو كه آبروی عبادتی

تو كه با دل همه راحتی، تو قیام كن كه قیامتی

زد اگر كسی در ِخانه‌ات، دل ماست كرده بهانه‌ات

همه جا گرفته نشانه‌ات، به چه حسرتی، به چه حالتی

نه، مرا نبین، رصدم نكن، و نظر به خوب و بدم نكن

ز درت بیا و ردم نكن، تو كه آستان سخاوتی

                                                                   قاسم صرافان


نقل از "فتح"

علم نیفتاده

 

اگر که پرچم عباس روی گنبد رفت

سه ساله خواست بگوید علم نیفتاده

گذار پوست به دباغ خانه می افتد

هنوز کار بدست عجم نیفتاده

توضیح : به نشانه ی بی پناه نبودن حرم حضرت زینب، پرچم گنبد اباالفضل العباس بر روی گنبد حضرت زینب نصب شد



پی نوشت: خدا را شکر که حساب کار دستشان آمد و دشمن حماقت نکرد که شعله جنگ در گیرد اما..

داشتیم آماده میشدیم! دلمان میخواست باب شهادت گشوده میشد..

موهام خراب بشه ، بهتر ازینه که یه عمر زندگی و آخرتم خراب بشه…





آرایشگر گفت: عروس خانوم! دیگه کارت تموم شده. آقا داماد هم که بالا، دم در منتظره. ایشالا خوشبخت شی.بلند شد.  می‌دانست مرد زندگی‌اش از معطلی خیلی خوشش نمی‌آید. به خواهرش گفت: چادرم کو؟ و خواهرش چادر سفیدی را سرش انداخت.  دست گرفت به چادر و دور صورتش، به آرامی لبه‌های چادر را مرتب کرد.  آرایشگر گفت: خیلی خب دیگه! موهاتو خراب کردی که دختر! یه ذره شل‌تر بگیر .  وقتی می‌گم شنل کرایه کن، برای همینه دیگه…   رو کرد به آرایشگر و گفت: من نگران آخرتم بیشتر از موهام هستم.  موهام خراب بشه ، بهتر ازینه که یه عمر زندگی و آخرتم خراب بشه…

آرایشگر گفت: عروس خانوم! دیگه کارت تموم شده. آقا داماد هم که بالا، دم در منتظره. ایشالا خوشبخت شی.بلند شد.

می‌دانست مرد زندگی‌اش از معطلی خیلی خوشش نمی‌آید. به خواهرش گفت: چادرم کو؟
و خواهرش چادر سفیدی را سرش انداخت.

دست گرفت به چادر و دور صورتش، به آرامی لبه‌های چادر را مرتب کرد.

آرایشگر گفت: خیلی خب دیگه! موهاتو خراب کردی که دختر! یه ذره شل‌تر بگیر .

وقتی می‌گم شنل کرایه کن، برای همینه دیگه…


رو کرد به آرایشگر و گفت: من نگران آخرتم بیشتر از موهام هستم.

موهام خراب بشه ، بهتر ازینه که یه عمر زندگی و آخرتم خراب بشه…

بازنویسی : کلیپ مردان خاکستری

10 - 15 سال از شهادتش گذشته اما هنوز هم  هر از گاهی دوباره اسمش و هجمه ی اتهام ها علیهش دوباره شروع میشه.

خوشا به سعادتت. چقدر وجودت براشون آزار دهنده بوده که هنوزم حاضر نیستن بد گویی تو را کنار بذارن. یادت گرامی ای شهید اسد الله لاجوردی

برای دیدن ویدئو کلیپ مردان خاکستری اینجا کلیک کنید . . .

دانلود کلیپ 



پی نوشت: چند روز پیش با یکی از دوستان سر این شهید و اینکه تبلیغاتی که علیه او میشود درست است یا تاریخ که دوستان او نقل میکنند. قرار شد اسناد گفته هایش را بیاورد. ویکیپدیا و چند روزنامه و خبر گزاری مربوط به سال 90 همه ی اسنادش بود که همه بر میگشت به یک جمله از مجید انصاری که آن جمله را 23 سال بعد از رحلت امام به امام نسبت داده و هیچ جایی و هیچ کسی هم جز او این جمله را نقل نکرده
گفتم  23 سال بعد از رحلت امام جمله ای را به او نسبت بدهیم که هیچ کس و هیچ جای دیگر نقل نشده اگر همه ی خبرگزاری های عالم هم این جمله را نقل کنند این جمله مستند نمیشود. خوش به سعادت شهیدی که 15 سال بعد از شهادتش شده معیار تشخیص حق و باطل خبر گزاری ها!!


پی نوشت دوم: چقدر این روز ها این کلیپ دیدنی شده. اصلا انگار روزگار دور بعضی آدمها میچرخد. ذکر خیر (یا بهتر است بگوییم تخریب) این شهید بزرگوار تمامی ندارد

پی نوشت سوم: این روزها مصادف با 8 شهریور است. باز هم این کلیپ دیدنی تر میشود..

چگونه امر بمعروف کنیم


این نکات که از کلام امام خامنه ای گزیده شده راه گشای امر به معروف و نهی از منکر است:

1.  امر به معروف زبانی در هیچ شرایطی ساقط نمیشود

2.  امر به معروف لسانی فقط یک کلمه گفتن و عبور کردن است.به معنی متقاعد کردن طرف نیست. لازم هم نیست منتظر عکس العمل طرف مقابل بایستید. ممکن است توجه نکند یا حتی فحاشی کند. تکلیف همین است، یک کلمهبگو نکن و برو.

3. امر به معروف باید با یک حالت استعلا باشد. خواهش کردن در امر به معروف نیست،آقا این کار شما اشتباه است، همین


گزیده ی بیاناتی که این نکات از آن استخراج شده را در ادامه ی مطلب را بخوانید

ادامه نوشته

بــاید بوسه زد ...


, بــــــآنو 

بـــآیــد بـــوسه زد

...بر نجـــآبتـــِ  قَدم هـــــآیــی کــــه بر مـــی دآری


چهـــره معصومانــه ات زیـــرِ نقــآب چــــادر*

گنج وجــــودیِ پنهـــآن کَـــرده پشتـــِ چـــآدرت

نجــــآبتـــِ صـــدآیتـــ

صــلآبتـــِ گـــــآم هـــآیتـــ

دلِ رحیمتـــــ

رفتــــار زهــرآ س گـــونه اتـــ

.....

تَمــــــــآم و کَمـــآل

بوی عطـــر خـــدآ می دهـــد

بوی بهشتـــــــ


نقل از "هبوط در کویر"