امان از دل رباب

      با خودم فکر می کنم اصلا چرا باید

                 رباب ، با آب هم قافیه باشد

 

                روضه خوان ها زیادی شلوغش می کنند

                حرمله آنقدر ها هم که می گویند تیر انداز ماهری نبود

                هدف های روشنی داشت

 

                تنها تو بودی که خوب فهمیدی

                استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت

                شش ماه، علی بودن را طاقت آوردی

                خون تو جاذبه ی زمین را بی اعتبار کرد

                حالا پدرت یک قدم می رود بر می گردد

                                        می رود بر می گردد

                                         می رود...

                با غلاف شمشیر برایت از خاک گهواره ای بسازد

                تادیگر صدای سم اسب های وحشی از خواب بیدارت نکند

                رباب می رسد از راه

                 با نگاه

                بایک جمله ی کوتاه

                 آقا خودتان که سالمید انشاالله...


شعر از حمید رضا برقعی


نقل از "فتح"

مرثیه حضرت زینب


تشنه رفتن برا تو | مرثیه خوندن برامن
برنگشتن برا تو | تو خیمه موندن برا من
پر پرواز برا تو | پرهای بسته برا من
خسته رفتن برا تو | این همه خسته برا من
غم امت برا تو | حفظ امامت برا من
دست بیعت برا تو | خط ولایت برا من
قمرامون برا تو | این همه اختر برا من
پسرهامون برا تو | این همه دختر برا من
غم زینب برا تو | تموم غم ها برا من
علی اكبر برا تو | ناله لیلا برا من
اینجا موندن برا تو | تا كوفه رفتن برا من
خواب راحت برا تو | گریه براتون برا من
نیزه خوردن برا تو | رو نی سراتون برا من
علی اصغر برا تو | رباب مضطر برا من
لب خنجر برا تو | بوسه به حنجر برا من
سنگ اینجا برا تو | سنگ های كوفه برا من
زخم غارت برا تو | زخم جسارت برا من
پاره پیرهن برا تو | رنج اسارت برا من
گوش پاره برا من | گریه و ناله برا من
روی نیلی برا من | طفل سه ساله برا من...

13 آبان در کلام امام خامنه ای


Click for larger version

 

* سیزدهم آبان در حقیقت به معناى واقعى كلمه، یكى از ایام‌الله است.۱۳۹۰/۰۸/۱۱

* سیزده آبان نماد استكبار آمریكائى است؛ نماد روح تعدى و تجاوز استكبار نسبت به ملتها، از جمله نسبت به ملت ایران است. ۱۳۸۹/۰۸/۱۲

* استكبار یعنى قدرتى در دنیا یا قدرتهائى در دنیا؛ چون نگاه میكنند به خودشان، مى‌بینند داراى امكانات پولى و تسلیحاتى و تبلیغاتى هستند؛ بنابراین باید به خودشان حق بدهند كه در امور زندگى كشورها و ملتهاى دیگر، دخالتهاى مالكانه بكنند؛ این معناى استكبار است. ۱۳۸۸/۰۸/۱۲

* نظام سلطه، نظام تقسیم دنیا به ظالم و به مظلوم است؛ منطق انقلاب كه منطق اسلام است، «لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمون» است؛ نباید ظلم كنید و نباید بگذارید به شما ظلم بشود. ۱۳۹۲/۰۶/۲۶

* قبل از انقلاب، امام با وسوسه و دخالت امریكاییها در كشور و با مساله‌ى كاپیتولاسیون مخالفت كردند. به‌خاطر این مبارزه، امام را در روز سیزده‌ى آبان، تبعید كردند. استكبار، یعنى این. به خیال خودشان، حرف حق را در گلوى گوینده‌ى حق شكستند. البته این صدا نشكست و بحمدالله شجره‌ى طیبه‌اى شد. ۱۳۷۵/۰۸/۰۹

* امریكاییها و دولتمردان امریكایى، از اوّل انقلاب تا به حال، راههایى را طى كردند، براى این كه این شعار(مبارزه با استكبار) را از فضاى كشور ایران بزدایند. چرا؟ چون تا این شعار وجود دارد، تا ذهن مردم از «مرگ بر امریكا» پُر است، تسلّط دوباره امریكا بر این كشور و منابع آن، ممكن نیست. ۱۳۷۵/۰۸/۰۹

* من نمیدانم شما جوان‌ها این كتابهاى اسناد لانه‌ى جاسوسى را خوانده‌اید، میخوانید یا نه؛ خواندنى است، خواندنى است. ببینید سفارت آمریكا آن روز در ایران چه كار میكرده، با كى‌ها ارتباط برقرار میكرده و نقش این سفارت در طول سالهاى متمادىِ قبل از انقلاب چه بوده است. ۱۳۸۷/۰۸/۰۸


نقل از افلاکیان

سالار زینب

یادش به خیر روز و شبم با حسین بود

ذکر بی اختیار لبم یا حسین بود

پا تا سر ِ عقیله سراپا حسین بود

وقتِ اذان اشهدِ من یا حسین بود


ما تار و پودِ رشته یِ پیراهن همیم

یعنی من و حسین،حسین و من ِ همیم


دور از تو هست ولی دست از تو بر نداشت

خسته شده ست ولی دست از تو برنداشت

از پا نشست ولی دست از تو برنداشت

زینب شکست ولی دست از تو برنداشت


مانند من کسی به غم و رنج تن نداد

آه و غمی چنین به دلِ پنج تن نداد


یادش به خیر بال و پرش میشدم خودم

سایه به سایه همسفرش میشدم خودم

یک عمر مادر و پدرش میشدم خودم

جایِ همه فدایِ سرش میشدم خودم


نام ِ حسین حکم ِ قسم را گرفته بود

یک شب ندیدنش نفسم را گرفته بود


یادم می آید آینه رویِ حسین بود

اشکِ دو چشمم آبِ وضویِ حسین بود

هم پنجه هام شانه ی موی حسین بود

هم بوسه های زیر ِ گلوی حسین بود


یادم نرفته نیمه شب از خواب میپرید

یادم نرفته تشنه لب از خواب میپرید


ماندند کربلا کس و کاری که داشتیم

آتش گرفت دار و نداری که داشتیم

بی سر شدند ایل و تباری که داشتیم

از ما گرفت کوفه قراری که داشتیم


یک روز خانه یِ پدر ِ من شلوغ بود

یادش به خیر دور و بر ِ من شلوغ بود


جای سلام سنگ به من پرت کرده اند

از پشت بام سنگ به من پرت کرده اند

زنهایِ شام سنگ به من پرت کرده اند

شاگردهام سنگ به من پرت کرده اند


داغت نشست قلبِ صبور مرا شکست

زخم ِ زبانِ شام غرور مرا شکست


حالا فقط به پیرُهنش فکر میکنم

میسوزم و به سوختنش فکر میکنم

دارم به دست و پا زدنش فکر میکنم

بسکه به نیزه و دهنش فکر میکنم ...


با روضه ی برادرم از هوش میروم

با ضجه هایِ مادرم از هوش میروم


از هر که تازه آمده از راه نیزه خورد

گَهگاه سنگ، گاه لگد، گاه نیزه خورد

شد نوبت سنان، دهن ِ شاه نیزه خورد

در کُل هزار و نهصد و پنجاه نیزه خورد


آنقدر سنگ خورد که آئینه اش شکست

در زیر ِ نعل ها قفس ِ سینه اش شکست


وای از محاسن تو و انگشتهای شمر

وای از لب و دهان تو و جای پای شمر

مثل تن تو خورد به من چکمه های شمر...

(حامد خاکی)


نقل از "عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی"

آتشفشان قهریم، سازش نمی‌پذیریم

آتشفشان قهریم، سازش نمی‌پذیریم موسیقی جدید اسفندیار قره باغی

زنده باد مرگ بر آمریکا

موسیقی پایان شیطان اثر جدید استاد اسفندیار قره‌باغی

زنده باد "مرگ بر آمریکا"